به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ اضطراب دنیای کودکان را تغییر میدهد. زندگی در شرایط پر استرس یکی از مواردی است که باعث بروز اضطراب در کودکان میشود. کارشناسان میگویند جنگها فقط ساختمانها را ویران نمیکند؛ احساس امنیت را هم در ذهن کودکان فرو میریزند. کودکانی که شاهد درگیریها و اخبار نگران کننده بودهاند، غالباً دچار نشانههایی از اضطراب، ترسهای مداوم و بیاعتمادی به آینده میشوند. برای همین مدیریت اضطراب در کودکان از اهمیت بسیاری برخوردار است.
به گفته معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، نزدیک به ۹۰۰ هزار کودک در طرح ملی غربالگری اضطراب مورد پایش قرار گرفتهاند.
آمار غربالگری اضطراب؛ ۱۸۶ هزار کودک مشکوک
سیدحسن موسویچلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، درباره نشانههای اضطراب پنهان در کودکان میگوید: دادههای آماری برنامه غربالگری اضطراب، تفاوت فاحشی نسبت به سالهای گذشته نشان نمیدهد، اما تجربههای بالینی نشان میدهد که مشکلات اقتصادی، تنشهای خانوادگی و همچنین تجربه مستقیم یا غیرمستقیم جنگ تحمیلی، کودکان را در معرض هوشیاری مزمن روانی قرار داده است.
وی با اشاره به اجرای برنامه ملی غربالگری اضطراب کودکان توضیح میدهد: تاکنون به صورت تقریبی ۸۹۹ هزار و ۷۹۳ کودک ۵ تا ۶ ساله در کشور غربالگری شدهاند که از این تعداد ۱۸۶ هزار و ۷۷۲ کودک مشکوک به اضطراب شناسایی شدهاند. از مجموع کودکان مشکوک، ۱۴۱ هزار و ۲۹۳ نفر برای دریافت خدمات روانشناختی به مراکز مشاوره ارجاع شدهاند که این رقم حدود ۷۶ درصد کودکان شناساییشده را شامل میشود.
تأثیر جنگ بر سلامت روان کودکان
به گفته موسوی چلک، نتایج مطالعات همهگیری کرونا نشان داد شیوع علائم اضطراب در کودکان در برخی کشورها تقریباً دو برابر قبل از کرونا شده است. با این اوصاف در ایران آمارهای غربالگری تغییر چشمگیری ثبت نکرده است. او میگوید: در شرایطی که کودکان در معرض تنشهای مداوم قرار میگیرند، سیستم عصبی آنها در وضعیت هشدار باقی میماند و این مسأله در گروه سنی ۵ تا ۸ سال بیشتر به شکل علائم رفتاری بروز پیدا میکند. علائمی که به دلیل ناآگاهی یا گرفتاری خانوادهها گاه چندان مورد توجه قرار نمیگیرد.
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور درباره تأثیر اتفاقات ناگوار بر سلامت روان کودکان میگوید: هرچند مطالعه مستقلی در این زمینه انجام نشده، اما تجربههای میدانی ناشی از همهگیری کرونا و همچنین جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان اخیر نشان میدهد علائمی نظیر اضطراب جدایی، شبادراری، ترس از صداهای بلند، حساسیت به تاریکی، پرخاشگری و اختلال خواب در میان کودکان افزایش یافته است.
علائم هشداردهنده اضطراب در کودکان
علائم و نشانههای اضطراب در کودکان به اعتقاد معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور به شکل علایم رفتاری و نشانههای جسمانی خودش را نشان میدهد. او میگوید: دلدرد و سردردهای مکرر بدون علت پزشکی، تهوع صبحگاهی پیش از رفتن به مدرسه، شبادراری، اختلال خواب و کابوس، ترس شدید از جدایی، چسبندگی افراطی به والدین و همچنین پرخاشگری از مهمترین نشانههایی است که خانوادهها باید نسبت به آن حساس باشند. اگر این علائم بیش از چهار هفته در کودک ادامه داشته باشد و عملکرد روزمره کودک را مختل کند، کودک نیازمند ارزیابی تخصصی و دریافت مداخلات روانشناختی است.
اضطراب والدین، رتبه اول عوامل اضطرابزا
به گفته موسوی چلک، پژوهش مستقلی در مورد منشأ اضطراب در کودکان انجام نشده است، اما تجربههای بالینی نشان میدهد اضطراب و تنش والدین در رتبه اول عوامل اضطرابزا برای کودکان قرار دارد. او میگوید: تعارضهای خانوادگی، استفاده افراطی از فضای مجازی، فشار مدرسه و مواجهه مکرر با اخبار ناگوار از جمله مهمترین عوامل تشدیدکننده اضطراب در کودکان به شمار میروند.
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با تشریح علت انتخاب گروه سنی ۵ تا ۸ سال برای مداخلات اضطرابی توضیح میدهد: در این سنین عصبرشدی کودکان، یعنی مدارهای آمیگدال و قشر پیشپیشانی مغز در حال شکلگیری هستند، انعطافپذیری عصبی بالاست و الگوهای مقابلهای کودک هنوز تثبیت نشدهاند بنابراین این دوره زمان طلایی برای مداخله محسوب میشود.
عواقب اضطراب درماننشده
او معتقد است اگر اضطراب مزمن در این سنین مورد درمان قرار نگیرد، خطر بروز افسردگی، اختلالات شخصیت و حتی سوءمصرف مواد در سالهای بعد افزایش پیدا میکند. معاون سلامت اجتماعی بهزیستی میگوید: اضطراب درماننشده در کودکی همچنین میتواند به افت تحصیلی، ضعف مهارتهای اجتماعی، کاهش عزتنفس و شکلگیری اختلالات اضطرابی مزمن در بزرگسالی منجر شود.
ظرفیت محدود مراکز تخصصی کودک
موسویچلک با اشاره به ظرفیت مراکز مشاوره برای درمان کودکان میگوید: در حال حاضر از مجموع ۲ هزار و ۹۰۳ مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی فعال در کشور، تنها ۹۱ مرکز به شکل تخصصی در حوزه کودک و نوجوان فعالیت میکنند که این عدد فقط حدود ۳ درصد کل مراکز را شامل میشود. همین آمار بهروشنی نشان میدهد ظرفیت تخصصی موجود پاسخگوی حجم نیاز خانوادهها نیست، هرچند مراکز مشاوره عمومی نیز تا حدی به ارائه خدمات به کودکان میپردازند.
نقش خانواده در کاهش اضطراب
به طور کلی، جنگ برای کودکان فقط یک رویداد نظامی نیست؛ تجربهای عمیقاً احساسی و ترسناک است که میتواند آیندهشان را تحتتأثیر قرار دهد. بنابراین اگر اضطراب ناشی از شرایط خاص در کودکان نادیده گرفته شود، ممکن است سالها بعد به شکل افسردگی، پرخاشگری یا مشکلات جدی در روابط اجتماعی ظاهر شود.
موسوی چلک میگوید: در روزهای جنگ، والدین باید احساسات کودکان را شناسایی کرده و با ایجاد فضای امن، اطمینانبخشی و حفظ روالهای روزمره مانند خواب، غذا و بازی به کاهش اضطراب آنها کمک کنند.
او معتقد است شرایط خاص میتواند فشار روانی قابلتوجهی برای برخی خانوادهها یا افراد ایجاد کند، بنابراین حمایت ویژه از کودکان، سالمندان و افراد دارای نیازهای خاص باید مورد توجه قرار گیرد. خط مشاوره تلفنی ۱۴۸۰ سازمان بهزیستی نیز به شکل شبانهروزی آماده ارائه خدمات روانشناختی به تمام مردم ایران است.
توصیههای عملی به خانوادهها
او به خانوادهها توصیه میکند: ابتدا احساسات کودک را شناسایی و از او درباره ترس، نگرانی یا سردرگمیاش سؤال کنید. با بازگویی ساده احساسات مثل «میفهمم ترسیدی چون صدا بلند بود» به کودک کمک کنید تجربه خود را بهتر درک کند.
اطمینانبخشی مستقیم با جملاتی مثل «من کنارتم»، «الان در امنیت هستیم» و استفاده از جملات کوتاه و قابلفهم، نقش مهمی در کاهش اضطراب دارد. حفظ روالهای روزمره مانند ساعت خواب، غذا و بازی، عاملی کلیدی برای بازگرداندن حس ثبات است.
معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور با بیان اینکه قصهدرمانی به عنوان یکی از روشهای مداخلهای در سن ۵ تا ۸ سالگی محسوب میشود، میگوید: تفکر کودک بیشتر نمادین است. کودک نمیتواند درباره اضطراب خود به شکل انتزاعی و مستقیم صحبت کند. قصهگویی این امکان را به کودک میدهد که غیرمستقیم احساساتش را از طریق شخصیتهای داستان بیان کند، بدون آنکه احساس خجالت یا ناتوانی داشته باشد. قصهها الگوهای سالم مقابله با ترس و نگرانی را به کودک آموزش میدهند و در تنظیم هیجان نیز بسیار مؤثر هستند.
نظر روانشناس: نقش خانواده در کاهش یا تشدید اضطراب
فاطمه علایی، روانشناس، با بیان اینکه کودک در شرایط پر از استرس، وضعیت غیرقابل پیشبینی تجربه میکند و این تجربه ممکن است سالها بعد هم در قالب اضطراب، کابوسهای شبانه، شبادراری یا حتی افت تحصیلی خودش را نشان بدهد، میگوید: براساس مشاهدات میدانی روانشناسان و گزارشهای مراکز حمایتی، ترس شدید از صداهای ناگهانی مثل رعدوبرق، ترقه، فریاد یا صدای هواپیما، چسبیدن افراطی به والدین و ناتوانی در جدا شدن حتی برای رفتن به مدرسه، کابوسهای تکرارشونده مرتبط با جنگ، فرار، گم شدن یا مرگ عزیزان، شکایتهای جسمی بدون علت مشخص پزشکی مثل دلدرد، سردرد، تپش قلب، بازیهای پر از خشونت و جنگ (بازسازی مداوم صحنههای حمله و فرار در بازی)، سکوت و انزوا و افت تمرکز و افت نمرات درسی از نشانههای اضطراب در این کودکان است.
علایی در این باره هشدار میدهد: کودک وقتی با صداهای بلند مواجه میشود بدون اینکه بتواند آن را درست درک کند، احساس میکند این اتفاق هر لحظه ممکن است برای خودش و خانوادهاش بیفتد. این ترس دائمی، اضطراب مزمن ایجاد میکند.
این روانشناس تأکید میکند که نقش خانواده در کاهش یا تشدید اضطراب بسیار پررنگ است. خانوادهها باید احساسات کودک را جدی بگیرند. به جای گفتن «نترس، چیزی نیست»، بهتر است بگویند: «میفهمم ترسیدی، بیا با هم دربارهاش حرف بزنیم.»
همچنین باید اطلاعات ساده و صادقانه به کودک بدهند. پنهانکاری یا توضیحات ترسناک هر دو آسیبزننده هستند. باید به زبان ساده توضیح داد چه اتفاقی افتاده و بزرگترها مشغول محافظت و برنامهریزی برای امنیت او هستند.
به گفته این روانشناس، دیدن مکرر تصاویر جنگ برای بزرگسال هم آزاردهنده است، چه برسد به کودکان. بنابراین او پیشنهاد میدهد زمان تماشای اخبار و ویدیوهای مرتبط کنترل شود.
این روانشناس معتقد است برای کاهش آسیبهای روانی بر کودکان، باید در مدارس برنامههای آموزشی برای تشخیص و مدیریت اضطراب اجرا شود، مراکز مشاوره رایگان یا کمهزینه برای کودکان در دسترس باشد و معلمان و مربیان برای مواجهه صحیح با کودکان آسیبدیده آموزش ببینند.



